مشروح خبر  
[لیست اخبار مرتبط]
تاریخ:   شنبه 29/خرداد/1389
عنوان:   چاقي هم مثل اعتياد است!

چاقي هم مثل اعتياد است!
رژيم- سميه شرافتي:
آمارهاي سال‌2006 ميلادي نشان مي‌دهند چيزي حدود دو‌سوم مردان و زنان در 63‌كشور از 5 قاره جهان اضافه وزن داشته يا مبتلا به چاقي مفرط هستند.

طبق هشدار محققان، اگر با چاقي- پديده‌اي كه خطر آن با خطر گرمايش زمين مقايسه مي‌شود- مبارزه نشود، اين عارضه كه براساس اطلاعات سازمان بهداشت جهاني، علت اصلي بيش از ۴۰‌درصد موارد مرگ و مير در سال است، به معضل شماره يك جهان تبديل مي‌شود. در ايران نيز چالش‌هاي ناشي از تغذيه طي 20‌سال گذشته تغيير كرده است.دكتر فريدون عزيزي، متخصص داخلي و فوق تخصص غدد درون‌ريز و متابوليسم، استاد دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي و رئيس انجمن پيشگيري و درمان چاقي ايران در اين گفت‌وگو درباره باورهاي غلط مردم در مورد اين بيماري و روش‌هاي صحيح پيشگيري و درمان چاقي توضيح مي‌دهد.او معتقد است: چاقي تقريبا مثل اعتياد است به اين معني كه اعتياد را شايد بتوان متوقف كرد ولي بعد از مدتي اين بيماري دوباره برمي‌گردد. چاقي هم همين‌طور است.

  • اصلا تعريف چاقي چيست. يعني شما به چه كسي چاق مي‌گوييد؟

ببينيد ما چاقي را يك اختلال متابوليسم چربي در بدن مي‌دانيم، يعني تجمع چربي در بدن بيش از مقداري كه لازم است. علاوه بر اين طبق استانداردهاي بين‌المللي براي هر كسي براساس قد و سنش يك وزن متعادل درنظر گرفته شده كه وقتي وزن از اين حد افزايش يابد، در اكثر موارد، علتش اضافه وزن يا چاقي است به‌جز موارد خيلي محدودي كه ممكن است اضافه وزن به اين علت باشد كه فرد ورزشكار بوده و توده عضلاني‌اش افزايش پيدا كرده باشد.متأسفانه در كنار افرادي كه بيش از حد از اضافه وزني كه شايد اصلا نداشته باشند نگران هستند و دچار بي‌اشتهايي عصبي هم مي‌شوند! بعضي از مردم فكر مي‌كنند كه چاقي يا اضافه وزن قدرت بيشتري براي فرد ايجاد كرده و او را در برابر بيماري‌ها مقاوم مي‌كند.

البته عده‌اي هم علت چاقي را فقط مربوط به ژنتيك مي‌دانند درحالي‌كه يك زمينه ژنتيك براي اين بيماري قطعا وجود دارد ولي اين زمينه ژنتيك فقط 35 درصد ماجرا را شايد تشكيل دهد. 

  • 65‌درصد باقيمانده شامل چه عواملي هستند؟

عوامل محيطي. ديگر براي همه ما تقريبا واضح است كه با در دسترس قرار گرفتن مواد‌غذايي و تنوع آنها و همچنين بالا رفتن مصرف غذاهاي آماده و... در كنار كمي فعاليت بدني، نبايد انتظاري غيراز شيوع چاقي داشته باشيم. در واقع افزايش انرژي دريافتي و عادات غلط غذايي در اكثر خانواده‌ها به همراه عدم‌تحرك از عواملي هستند كه حتي بر عوامل ژنتيك غالب شده‌اند.

  • شاخص‌هاي زيادي براي سنجش چاقي درنظر گرفته شده مثل همين شاخص نمايه توده بدني يا BMI. سؤال اين است كه آيا اين شاخص، هنوز بهترين شاخص براي سنجش همه افراد چاق است؟

امروزه كمتر روي وزن به تنهايي صحبت مي‌كنيم چون وزن در افراد مختلف بر‌اساس قدشان متفاوت است بنابراين در سطح بين‌المللي شاخصي تعريف شده به‌عنوان BMI كه عبارت است از وزن به كيلوگرم تقسيم بر مجذور قد به متر. البته براي افرادي كه از نژاد سفيد قفقازي هستند مثل اروپايي‌ها، آمريكايي‌ها و ما اين شاخص بيشتر پذيرفته شده است، ولي براي نژاد زرد بايد تغييراتي در نحوه محاسبه آن داد.

  • منظورتان از اين تغييرات چيست؟

ببينيد براي نژاد‌هاي نام‌برده شده كه نمايه توده بدني بيشتر براي آنها پذيرفته شده، BMI بين 5/18 تا 25 نمايه توده بدني سالم است، نمايه پايين‌تر از 5/18 شامل فردي است كه دچار كم وزني است و نمايه بيشتر از 25 فرد دچار اضافه وزن را نشان مي‌دهد. اما اين عدد براي نژاد زرد بايد از عدد 23 به بالا شروع شود.

  • خب، افراد داراي چاقي مرضي در چه گروهي قرار دارند؟

الان اكثريت مردم در هزاره سوم بيشتر در معرض اضافه وزن هستند ولي ما افرادي كه BMIيشان بالاي 25 است را به 2 گروه تقسيم مي‌كنيم.يك گروه كساني كه BMIيشان بين 25 تا 9/29 است كه دچار اضافه وزن هستند و گروه ديگر داراي نمايه بالاي 30 هستند كه به اين گروه چاق مي‌گوييم.البته چاق‌ها خود به 3 گروه تقسيم مي‌شوند؛ كساني كه چاقي‌شان درجه يك است يعني داراي نمايه بين 30 تا 9/34، گروه دوم كساني كه چاقي درجه دو و نمايه بين 35 و 9/39 دارند و سوم افراد داراي چاقي مفرط يعني كساني كه BMI مساوي 40 يا بالاي آن دارند.

  • علاوه بر شاخص نمايه توده بدني شاخص‌هاي ديگر مثل نسبت دور كمر به دور باسن يا شاخص دور مچ  چقدر در سنجش چاقي قابل استناد هستند؟

خب، البته علاوه بر BMI كه وضعيت چاقي عمومي بدن را مشخص مي‌كند، بعضي از شاخص‌ها را هم داريم كه به آنها شاخص‌هاي چاقي شكمي گفته مي‌شود. چون چاقي شكمي ارتباط بيشتري را با بيماري‌هاي قلبي- عروقي و عوارض چاقي دارد.يعني چاقي كه به‌صورت احشايي در داخل شكم وجود دارد فرد را در معرض خطر بيشتري براي ابتلا به سكته‌هاي قلبي و مغزي قرار مي‌دهد.

  • اين نوع چاقي را چطور مي‌توان سنجيد؟

اين نوع چاقي را از دو جهت مي‌توان سنجيد يكي به‌وسيله شاخص اندازه‌گيري دور كمر كه معمولا در مردها از 102‌سانتي‌متر به بالا و در زن‌‌ها از 88 به بالا غيرطبيعي محسوب مي‌شود.

روش دوم هم به اين صورت است كه نسبت دور كمر به دور باسن را اندازه مي‌گيريم ولي امروزه براي سهولت كار از همان شاخص دور كمر استفاده مي‌كنيم.

  • شاخص دور مچ چطور؟ اصلا كاربردي دارد؟

ببينيد، اصل براي ما همان شاخص دور كمر و شاخص نمايه توده بدني به‌عنوان شاخص‌هاي عمومي هستند. شاخص‌ دور مچ يا شاخص‌هاي ديگر براي ما خيلي معمول نيست و بيشتر در كودكان از آنها استفاده مي‌شود.

البته بايد تأكيد كنم كه سومين شاخص مهم براي ما شاخص سنجش عوارضي است كه چاقي مي‌تواند به همراه داشته باشد چون علاوه بر ابتلا به بيماري‌هاي قلبي در افراد داراي چاقي مفرط بايد منتظر بيماري‌هايي از قبيل پرفشاري خون، ديابت نوع 2، سكته مغزي، بيماري كيسه صفرا، آرتروز، آپنه خواب، بيماري‌هاي تنفسي، سرطان‌هاي رحم، سينه، پروستات و سرطان روده بزرگ هم باشيم.

  •  الان در ذهن خيلي‌ها جاافتاده كه در كشورهاي پيشرفته چاقي و اضافه وزن بيشتر است. درحالي‌كه كارشناسان در كشور ما هم مدام در حال هشدار در مورد افزايش اين بيماري در همه گروه‌هاي سني هستند. به‌نظر شما در اين شرايط باز هم مي‌توانيم بگوييم هنوز كشورهاي پيشرفته بيشترين آمار مبتلايان به چاقي را دارند؟

اين هم يك تصور غلط است. الان كشورهاي در حال پيشرفت خيلي عقب‌تر از كشورهاي پيشرفته نيستند. امروزه چاقي مفرط در كشورهاي پيشرفته زياد است ولي اضافه وزن در كشورهاي در حال توسعه يا مساوي كشورهاي پيشرفته است و يا از آنها بيشتر است؛ يعني مي‌توان گفت مجموعه اضافه وزن و چاقي در كشورهاي در حال توسعه و پيشرفته يكسان است منتها در كشورهاي در حال توسعه اضافه وزن بيشتر است و در كشورهاي پيشرفته چاقي مفرط.

  • كشور ما چطور؟

متأسفانه هرچه كه جلوتر مي‌رويم، چاقي در كشور ما هم در حال افزايش است چون در كشورهاي پيشرفته مسئله استفاده زياد از كالري و كم‌تحركي از 50‌سال قبل شروع شد و در كشور ما از 20‌سال پيش. بنابراين اگر سبك زندگي غلط همين طور پيش برود، 30‌سال ديگر ما هم از نظر آمار مبتلايان به چاقي در رده كشورهاي پيشرفته يا حتي بالاتر از آنها خواهيم بود